شیطنت های مامان هدی
ببخشید خاله جون قول میدم دیگه با مامانت همکاری نکنم

یه روز ما مان جونت اومد به من گفت بیا با سرمه برا گل پسری ابرو بکشیم آخه از یکی شنیده بود که اینطوری ابرو های خوش حالتی در میاری![]()

![]()

وقتی این بلا ها رو سر شما می آوردیم مامانی نبود اما وقتی اومد حسابی ما رو دعوا کرد![]()
بعدشم سریع شما رو برد حموم آخه همه میومدن که گل پسری رو ببینن، خودشم شیرت رو داد و تو رو خواب کرد معذرت خواهی ما هم بی فایده بود 

![]()

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


شیطنت های مامان هدی
